کیدز کلاب و باشگاه انقلاب
گل پسر قشنگم مدتی بود که میخواستم شمارو ببرم یک خانه کودک و اسبب بازی تا کلی بازی کنی و کلی شیطونی اما هی نمی شد تا اینکه بچههای کلوپ نی نی سایت که همه هم سن شما هستن با ماماناشون رفتن کیدز کلاپ باشگاه انقلاب و من نتونستم باهاشون برم اونا خیلی از اونجا تعریف کردن و منم که خیلی از باشگاه انقلاب خوشم میاومد و سالها عضوش بودم تصمیم گرفتم که شما رو ببرم این بود که با خاله زینب برنامه ریزی کردیم و قرار شد که شما و احسان و آرمان رو ببریم کیدز کلاپ . روز پنجشنبه هفته گذشته ١٠ بهمن خاله زینب و احسان و آرمان اومدن دنبالمون و همه با هم رفتیم اونجا. خیلی به شما خوش گذشت کلی بازی کردی اونجا کلی اسباب بازیهای مختلف برای همه سنی بود . خلاصه که 3 ساعت تموم شما و احسان اونجا بازی کردین و بعدشم همونجا غذا خوردیم (البته بگم که شما اینقدر مشغول شیطونی و بازی بودی که خیلی کم غذا خوردی) بعدش من و خاله زینب گفتیم به یاد قدیمها اون موقع که هنوز ازدواج نکرده بودیم و با هم میرفتیم باشگاه انقلاب راه میرفتیم بریم جاده سلامتی و اینم خیلی داستان جالبی شد برامون چون که اولش شما هی خواستی از کالسکت در بیای و خودت بدوی و راه بری آخرشم موتور شارژی احسان شارژش تموم شد و مجبور شدیم که کلی با سختی اون جاده رو به پایان برسونیم که دیگه من و خاله زینب کلی خندیدیم و خسته و کوفته به پایان جاده رسیدیم و شد خاطرهای خنده دار با شما سه جوجو ناقلا.


















کیدز کلاب و باشگاه انقلاب
